یاد بود
کمي طاقت داشته باشيد...

جمهوری اسلامی ایران

islamic republic of iran

امروز چهارشنبه 07 مرداد 1405 روز خوبي داشته باشيد.

مکان تبليغات شما
آخرين ارسالي هاي انجمن
درخواست مطلبمــــطالب درخـــواستي خودر را از طريق لينک زير به گوش ما برسانيد .
خبر نامه با عضويت در خبرنامه از آخرين اخبار مطالب و سايت ما با خبر شويد .
یاد بود

خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار نخ نما شده خانه دوز در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند. منشی فورا متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالا شایسته حضور در کمبریج هم نیستند. 
 

 

مرد به آرامی گفت : « مایل هستیم رییس راببینیم .» منشی با بی حوصلگی گفت :« ایشان تمام روز گرفتارند.» خانم جواب داد : « ما منتظر خواهیم شد. »

منشی ساعت ها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند.


خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار نخ نما شده خانه دوز در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند. منشی فورا متوجه شد این زوج روستایی هیچ کاری در هاروارد ندارند و احتمالا شایسته حضور در کمبریج هم نیستند. 
 

مرد به آرامی گفت : « مایل هستیم رییس راببینیم .» منشی با بی حوصلگی گفت :« ایشان تمام روز گرفتارند.» خانم جواب داد : « ما منتظر خواهیم شد. »

منشی ساعت ها آنها را نادیده گرفت و به این امید بود که بالاخره دلسرد شوند و پی کارشان بروند.

اما این طور نشد. منشی به تنگ آمد و سرانجام تصمیم گرفت مزاحم رییس شود ، هرچند که این کار نامطبوعی بود که همواره از آن اکراه داشت. وی به رییس گفت :« شاید اگرچند دقیقه ای آنان را ببینید، بروند.»

رییس با اوقات تلخی آهی کشید و سرتکان داد. معلوم بود شخصی با اهمیت او وقت بودن با آنها را نداشت. به علاوه از اینکه لباسی کتان و راه راه وکت وشلواری خانه دوز دفترش را به هم بریزد،خوشش نمی آمد. رییس با قیافه ای عبوس و با وقار سلانه سلانه به سوی آن دو رفت.

خانم به او گفت : « ما پسری داشتیم که یک سال در هاروارد درس خواند. وی اینجا راضی بود. اماحدود یک سال پیش در حادثه ای کشته شد. شوهرم و من دوست داریم ؛ بنایی به یادبود او در دانشگاه بنا کنیم. » رییس تحت تاثیر قرار نگرفته بود ... او یکه خورده بود. با غیظ گفت :« خانم محترم ما نمی توانیم برای هرکسی که به هاروارد می آید و می میرد ، بنایی برپا کنیم. اگر این کار را بکنیم ، اینجا مثل قبرستان می شود .»

خانم به سرعت توضیح داد :« آه ، نه. نمی خواهیم مجسمه بسازیم. فکر کردیم بهتر باشد ساختمانی به هاروارد بدهیم .» رییس لباس کتان راه راه و کت و شلوار خانه دوز آن دو را برانداز کرد و گفت : « یک ساختمان ! می دانید هزینه ی یک ساختمان چقدر است ؟ ارزش ساختمان های موجود در هاروارد هفت ونیم میلیون دلار است.»

خانم یک لحظه سکوت کرد. رییس خشنود بود. شاید حالا می توانست ازشرشان خلاص شود.

زن رو به شوهرش کرد و آرام گفت:«آیا هزینه راه اندازی دانشگاه همین قدر است ؟ پس چرا خودمان دانشگاه راه نیندازیم ؟» شوهرش سر تکان داد. قیافه رییس دستخوش سر درگمی و حیرت بود. آقا و خانم" لیلاند استفورد" بلند شدند و راهی پالوآلتو در ایالت کالیفرنیا شدند ، یعنی جایی که دانشگاهی ساختند که نام آنها را برخود دارد:

 دانشگاه استنفورد ،

 یادبود پسری که هاروارد به او اهمیت نداد. 


مطالب مرتبط
ارسال نظر براي اين مطلب

تعداد صفحات : 13

[Blog_Page]
  • پيشنهادي
  • پربازديد
  • جديد
  • نظرات
سانیتا

- سلام قبلا زیاد پست میزاشتین این پست رو هم گذاشتین ولی باز برش داشتین
سایت خوبی دارین مفید بود

تاريخ : دوشنبه 08 دی 1404

کوروش

- عالیه وبت میخوام باهات همکاری داشته باشم

تاريخ : دوشنبه 08 دی 1404

سعیده

- بچه ها این پایین نوشته نمایش کلیه نظرات بخونید عالیه

تاريخ : دوشنبه 08 دی 1404

سورنا

- هههه
داداش وبت عالیه کاش نمیرفتی

تاريخ : دوشنبه 08 دی 1404

احساس

- جوووون خارجی اومده بیا وسط اووف اوف وای وای

تاريخ : دوشنبه 08 دی 1404

کولاک

-

:-))این نرفته اینا هنوز جنگ میکنن پسورد بده نوشته میاد سر میزنه ولی کم
داش گلم ایول داری وبلاگت تحسین برانگیزه
نمیدونستم اینطور سایتایی هم هست ایولا

تاريخ : دوشنبه 08 دی 1404

چرا رفتی؟

- slm dadash ali bod webet
by

تاريخ : دوشنبه 08 دی 1404

کوثر

- پسورد هم نمیدین؟

تاريخ : دوشنبه 08 دی 1404

لامصب خان

- وبلاگت
مشحره پسر

تاريخ : دوشنبه 08 دی 1404

روزگار

- چه وضعشه؟ .واسه چی میخوایی بری؟
این همه مطالب گذاشتی کلی استفاده کردم
انقدر مطالب مفید سایت خارجی ندیده بودم
تایک سایت میخواد بالا بیاد میبینه خوبه سریع میبندنش چرا اینجور میکنید؟؟
خدایی اذیت نکنید میتونستم کلی سایت جاوا اسکریپت پیدا کنم مثل اینجا
کلا حال کردم بات موفق باشی پادشاه
یا هرکسی ک هستی داش

تاريخ : دوشنبه 08 دی 1404

درباره سايت

تمامی سایت های اختصاصی کد نویسی و جالب

آمار سايت

  • کل مطالب : 130
  • کل نظرات : 34
  • افراد آنلاين : 0
  • تعداد اعضا : 2
  • بازديد امروز :0
  • بارديد ديروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز : 0
  • بازديد هفته : 7
  • بازديد ماه : 68
  • بازديد سال : 73
  • بازديد کلي : 73
  • آرشيو

    نويسندگان

    جستجو


    کدهاي اختصاصي

    صفحات جداگانه

    عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    موبایل :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    W3C Standard Website. Valid HTML5 / CSS3 - v1.1
    Copyright © All Rights Reserved for 67949
    Design & Develope : islamicrepublicofiran.loxblog.com
    طراحي شده با و با کمي
    طراحي و کد نويسي : جمهوری اسلامی ایران
    تمامي حقوق قالب و مطالب براي سـایتـ جمهوری اسلامی ایران محفوظ است.
    💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران